در ستایش شنا خلاف جهت آب

“اگر گم شده‌ای، شاید مجبور شوی خلاف جهت آب شنا کنی.” زندگی، غیرقابل پیش‌بینی است. ثانیه به ثانیه، چیزهای زیادی عوض می‌شدند و او… انگار تماشایشان می‌کرد. حس می‌کرد… حس می‌کرد نمی‌داند چه کار کند. اما نه، او نبود که نمی‌دانست، “بیدی” همیشه می‌دانست باید چه کار کند. همیشه یک لیست آماده و چند ایده‌ی اطلاعت بیشتر دربارهدر ستایش شنا خلاف جهت آب[…]

در لحظه زندگی کن

پیرمرد تنهاست، و پر رمز و راز. با دختر جوانش در آپارتمان زندگی می‌کند، آپارتمانی که او را از رؤیاهایش جدا کرده، از تمام خاطرات و تمام لذت‌هایش؛ تا روزی که قرار می‌شود پسر نوجوانی به عنوان پرستار از او مراقبت کند. این تنها فرصت پیرمرد است، تنها فرصت درخت پیر برای لذت بردن از اطلاعت بیشتر دربارهدر لحظه زندگی کن[…]