گزارش هفدهمین نشست باشگاه كتاب افق (تیر ۸۵)

جلسه‌‌‌ی تیر ماه نشر افق در تاریخ ۱/۴/۸۵ با حضور حدود بیست نفر از اعضا در دفتر نشر افق برگزار شد. در این جلسه كه به نقد و بررسی كتاب «چارلی و كارخانه‌ی شكلات سازی» نوشته‌ی رولد دال اختصاص داشت، مترجم كتاب خانم محبوبه نجف‌خانی هم حضور داشتند.

ابتدا نوجوانان درباره‌ی خبرهای ادبی – هنری روز و كتاب‌هایی كه ماه گذشته خوانده بودند به بحث و گفت‌وگو پرداختند و سپس نظرات‌شان را درباره‌ی كتاب چارلی با مترجم محترم در میان گذاشتند.

 

ابوالفضل فتاحی اول از صحافی كتاب گفت: به نظرم این كتاب افق اصلاً صحافی خوبی نداشت و هر بیست صفحه‌ی كتاب را كه می‌خواندم شش صفحه‌اش كنده می‌شد. (دیگر نوجوانان هم نظر او را تأیید كردند.)

 

الناز شیخ‌پور: من اصلاً با كتاب‌های رولد دال به كتاب‌خوانی علاقه‌مند شدم. نكات اغراق‌آمیز توی داستان‌هایش را خیلی دوست دارم. تصویرهایش توی ذهن آدم تا مدت‌ها می‌ماند. مثلاً همان دختری كه هی آدامس می‌جود و انگار آدم خوب نمی‌تواند حرف‌هایش را بفهمد. اگر از كتاب‌های رولد دال فیلم‌‌های سینمایی زیادی هم ساخته‌اند به نظر من دلیلش همین تصویرپردازی‌‌های روشن و زیبای داستان‌های اوست كه حتی آدم بزرگ‌ها را هم تشویق می‌كند پای فیلم‌هایی كه بر اساس داستان‌های او ساخته می‌شود، بنشینند.

 

ابوالفضل فتاحی: یك جاهای كتاب مثل داستان چوپان دروغ‌گو شده بود. اولین شكلات را كه چارلی خورد گفتم الان برگه‌ی برنده شدنش درمی‌آید، دومی را كه باز كرد گفتم حتماً این یكی است… از نقاط قوت كتاب همین غافلگیر كردن آدم بود.

 

مونا عیسی‌بخش: ویژگی مهمی كه در داستا‌ن‌های رولد دال وجود دارد این است كه در كتاب‌های او همه خوشبخت نیستند و آدم انتظار ندارد كه همیشه در داستان اتفاق‌های خوب بیفتد و من از این ویژگی خیلی خوشم می‌آید. اما شعرهای كتاب ترجمه‌ی خود شما بود؟

 

خانم محبوبه نجف‌خانی: نه، شعرها كار آقای اسداله شعبانی بود و به نظرم خوب توانسته بود حس متن اصلی را منتقل كند.

 

الناز شیخ‌پور: و داستان‌های رولد دال همیشه خیلی عمیق است و آدم را به فكر كردن وا می‌دارد.

 

مونا عیسی‌بخش: موضوعاتی كه رولد دال روی آن‌ها كار می‌كند هم همه خیلی جالب‌اند. موضوعاتی است كه همه‌ی بچه‌ها كنجكاو هستند چیزهای بیش‌تری درباره‌اش بدانند. انگار خود رولد دال هم موقع نوشتن كتاب‌هایش مثل بچه‌ها، بچه می‌شود.

 

پارمیس مشكی: از ترجمه‌ی كتاب هم خیلی لذت بردم. از اصطلاحات فارسی توی ترجمه خیلی استفاده شده بود كه آدم فكر نمی‌كرد دارد نوشته‌ی نویسنده‌ای خارجی را می‌خواند مثلاً همین كه آب از لب و لوچه‌اش آویزان شد. خیلی جالب بود.

 

محدثه كریم‌پور: اگر پشت جلد كتاب نمی‌نوشتند چارلی قهرمان داستان ما بهتر بود. چون این‌طوری مشخص می‌شود قهرمان داستان كیست.

 

مهشید چیت‌سازی: اگر این‌طور باشد كه باید اصلاً اسم كتاب را عوض كنند چون از همان اسم چارلی و كارخانه‌ی شكلات‌سازی معلوم است كه قهرمان كتاب چارلی است.

 

فرهود امین مقدم: به نظر من هم پشت جلد كتاب مشكلی نداشت و از همان اول هم همین كه نویسنده فقط از چارلی می‌گوید مشخص می‌كند كه قهرمان داستان ما خود چارلی است.

 

سهیل حسین‌نژاد: می‌خواستم بدانم این نقاشی‌ها از كتاب اصلی برداشته شده یا برای كتاب كشیده شده.

 

خانم نجف‌خانی: این جدیدترین تصاویری است كه در كتاب اصل چارلی می‌بینم. البته كتابی كه خانم شهلا طهماسبی ترجمه كرده‌اند تصاویر متفاوتی دارد كه آن هم از كتاب اصلی برداشته شده. اما آن كتاب قدیمی‌تر بوده و بعدها به‌خاطر تصاویر سیاه‌پوستان آن ایراد گرفته بودند كه در آن تبعیض نژادی دیده می‌شود و رولد دال هم‌چون چنین منظوری نداشته خواسته تا تصاویر كتاب عوض شود. این تصاویری كه در كتاب حاضر می‌بینید هم كار كوئنتین بلیك است كه با رولد دال به شكل تیمی كار می‌كرد و بسیاری از كتاب‌های او را تصویرگری كرده. این تصویرگر دو سال پیش جایزه‌ی آندرسن را برده است.

 

ریحانه هاشمی‌نژاد: اما من چون پیش از خواندن كتاب فیلم آن را دیده بودم بعضی از بخش‌های كتاب برایم خسته كننده بود و آن بخش‌ها را ورق می‌زدم و ازشان رد می‌شدم.

 

نازلی شیخ‌پور: من هم (كه هم فیلم را دیدم و هم كتاب را خواندم) از فیلم در مجموع بیش‌تر خوشم آمد. الناز شیخ‌پور: اما به نظر من خلاقیت چندانی دیده نمی‌شود و كارگردان همان تصویرپردازی‌های داستان را به شكل فیلم درآورده بود و اگر فیلم هم موفقیتی داشت از قشنگی داستان آن بود.

 

علی طوسی: به نظر من كتاب چارلی نقطه ضعفی ندارد كه بخواهیم در این جلسه درباره‌اش صحبت كنیم. اصولاً موضوعاتی كه دال انتخاب می‌كند، خیلی تك است. توصیفاتش هم فوق‌العاده است. شخصیت‌هایش هم به نظر می‌رسد كه بیش‌تر وجود خارجی دارند و از اطرافیان خودش برای خلق آن‌ها الهام گرفته است.

 

مهشید چیت‌سازی: اما داستان خیلی خطش صاف بود. چرا همه‌ی بچه‌ها یكی‌یكی باختند و چارلی نفر آخر شد و كارخانه به او رسید من كه ترجیح می‌‌دادم فرد دیگری برنده‌ی كارخانه شود!

 

سهیل حسین‌نژاد: اصلاً چرا همیشه باید فردی فقیر و ساده برنده شود من كه بیش‌تر دلم می‌خواست مایك تی‌وی برنده‌ی مسابقه شود، چون او هم باهوش‌تر از چارلی بود و هم قدرت ریسك بیش‌تری داشت.

 

مهشید چیت‌سازی: مثلاً چارلی عاشق شكلات است. من اگر جای او بودم و آن رودخانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی شكلات را می‌دیدم حتماً از ذوق می‌پریدم تویش. اما چارلی همه چیز برایش عادی بود و اصلاً انگار هیچ هیجانی نداشت.

 

داریوش طاهرزاده: ولی به نظر من چارلی هم درگیر ماجراست و از كنار همه چیز راحت نمی‌گذرد. اصولاً رولد دال در داستان‌هایش دو كاراكتر دارد. یكی كاراكتری كه همیشه تنهاست مثلاً وانكا در همین كتاب و یكی شخصیتی كه همیشه مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. مثل چارلی. و رولد دال همیشه این دو شخصیت را در كنار هم قرار می‌دهد و همكاری دو جانبه‌ی آن‌ها داستان‌ را پیش می‌برد كه در این داستان هم همین اتفاق می‌افتاد.

 

در ادامه خانم نجف‌خانی درباره‌ی خصوصیات داستانی رولد دال و استفاده‌ی او از قالب افسانه‌ها و شخصیت‌پردازی افسانه‌ گونه‌ی دال صحبت كردند و وجوه مختلف داستان را برای نوجوانان شكافتند. از انتقادات مهمی كه دیگر منتقدان به داستان چارلی گرفته‌اند، صحبت كردند. قرار جلسه‌ی آینده هم گذاشته شد و در جلسه‌ی مرداد ماه كه در تاریخ پنج‌شنبه ۵ مرداد برگزار خواهد شد كتاب «افسانه‌ی سه پادشاه» مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.

در ادامه مونا، ابوالفضل و فرهود و الناز هم نوشته‌های‌شان را خواندند و درباره‌ی مضمون اغلب نوشته‌های نوجوانان كه تلخی و سیاهی است نظرات متفاوتی بیان شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *